1372
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:29
وقتي زياد غذا خوردي به خودت ميگي ديگه انقدر نميخورم ولي باز گشنه ت بشه قول و قرارت با خودت يادت ميره... وقتي به خودت ميگي ديگه يه مدت الكل نميخورمxa0 ولي فرداش توي يه موقعيتي قرار ميگيري كه راه ساده تر اينه كه يه كوكتيل سفارش بدي... كلا وقتايي كه قراري كه با خودت داري رو ميشكني چون از داغي زمان تصمي...
1373
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:29
زن هايي كه محور زندگيشون آدمهان( شوهرش،دوست پسرش،بچه ش و ...) و نه كارها و رشد كردن خودشxa0 زن هاي خوشبختي نيستن. + نوشته شده در xa0پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۶ساعتxa012:33 AMxa0 توسطxa0مترک فی الارضxa0 |xa0
1374
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:29
هر وقت فكر ميكني اين ديگه the one هستxa0 همه چي فرو ميپاشه فكر ميكنم چقدر ديگه بايد اين ماجرا تكرار شه تا واقعا the one آدم پيدا شه و اونايي كه با هم موندن شايد the one رو پيدا نكردن فقط يكي پيدا شده كه حاضر بوده بمونه همين!xa0 پ.ن: و من بعضي وقتا به xa0دوستم كه سن كم ازدواج كرد و الان يه بچه ي ناز ...
1375
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:29
با خودم قرار گذاشتم ديگه كمتر خرج كنمxa0 اما عدل وقتي با خودم اين قرار رو گذاشتم بيشتر خرج كردمxa0 من دوست ندارم دورم شلوغ و پر از وسيله باشه و فكر ميكنم همين وسايلي كه دارم واسه م كافيه و بهتره همينا رو درست استفاده كنم اين ولع خرج كردن هيچ وقت تموم نميشه و هرچقدر بيشتر ميخري بيشتر هم ميخواي و همين...
1376
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:29
من هر وقت اومدم حال كسي رو بگيرمxa0 هميشه دو حالت به وجود اومده :xa0 يا طرف زودتر اقدام كرده و حال منو گرفتهxa0 يا كلا انگار خودم به خودم دشوري كردمxa0 خلاصه بلا روزگاريه ننه :)) پ.ن: البته بعضي وقتام خودم وسط راه پشيمون شدم وxa0 سياست " دوستي،صفا،صلح،صميميت" كلاه قرمزي رو پيش گرفتم. + نوشته شده در ...
1377
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:29
طنز خيلي برام مهمه،اگه فيلم خوب طنز باشه واقعا به جدي ترين فيلم ها ترجيحش ميدم ،فكر ميكنم اگه شوخ طبع باشي زندگي به مراتب برات راحت تره اينكه هوش طنز داشته باشي و بلد باشي به خودت و مشكلاتت بخندي استعداد ميخوادxa0 بعضي ها زور ميزنن باحال باشن و شوخ و هميشه خيلي در عين حفظ كلاس بگن ببينيد ملت من چقدر...
1378
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:29
به آلماني ها حسوديم ميشهxa0 به اين اعصاب راحتشون و آرامشي كه هميشه دارن به اين آزادي فردي كه دارنxa0 اينكه درگير وابستگياي مريض گونه ي خانوادگي كه ما اسمش رو گذاشتيم عاطفه ! نيستن به اينكه با نوشيدن يه آبجو و تماشاي فوتبال تو كافه با دوستاشون دلشون خوش ميشهxa0 به اين آزادي فردي كه دارنxa0 به روابط و...
1379
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:29
عاشق آدماييم كه شوق و ذوق زندگي دارن... كم اهميت ترين كاراي زندگي رو با ذوق انجام ميدن... با كوچيكترين اتفاقاي خوب و شيرين خوشحال ميشن تا ساعت ها... هي كمبود هاي زندگي رو پررنگ نميكنن در عوض از صبح زود بيدار شدن حالشون خوب ميشه يه گلدون جديد رو با وسواس و دقت ميخرن و به خونه ميارنش و تا مدت ها ذوقش
1380
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:29
دلم ميخواد در تلي از گلدون غرق بشم... يه گل فروشي هست توي ايستگاه قطار شهري كه ميرم دانشگاهxa0 دلم ميخواد همه ش ازش گلدون بخرم امسال سال تحويل توي ايستگاه قطار بودم و براي اينكه تنها نباشم رفتم ازش يه گلدون بنفش با گل مگنولياي بنفش خريدم و سال رو با هم تحويل كرديم پ.ن: راستي چطوري ميتونم عكس بزارم ا...
1357
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 23:09
ديشب با دايي و دختر خاله ي تازه دكتر شده و دوست پسر آلماني فرشته ش وxa0 همكار آلماني خيلي باهوشش و پسرخاله اي كه بعد ده سال ديدمش و باهم آشتي كرديم!xa0 توي يه بار رو به روي آپارتمان بي نهايت كوچيك دختر خاله و البته واقع در پايين شهر نشستيم توي پياده روي رو به روي كافه روي يه مبل خيلي قديمي و زهوار د...
1358
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 23:09
يك ربع مونده به يك شبxa0 غرق خوابم...كريستف رضاعي گوش ميدمxa0 فردا امتحان دارم و آماده نيستم...اه! انگار اين آماده نبودن واسه امتحان xa0داره عادتم ميشه اه!xa0 ديروز برگشتم...مسافرت رفتن نظم زندگيم رو بهم ميزنهxa0 چطور بعضيا همه ش تو سفرن احمقا؟xa0 همم...چه سفر خوبي بود...شبيه تلنگر بودxa0 تلنگر... ا...
1359
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 23:09
همه ش دلم ميخواد پنكه رو روشن كنم بيام زير لحافxa0 پاهامو بزارم بيرونxa0 با گوشيم ور برم و كليپاي مسخره و زرد تو يوتوب ببينمxa0 نميدونم چم شده ولي يه بي انرژي بودن خاصي پيدا كردم با خودم فكر ميكنم اين خارجيا شايدم راست ميگن كه هوا كه گرم ميشه آدم بازدهي نداره واسه فردا بايد assignment مينوشتم و ننوش...
1360
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 23:09
هوا گرم شده و همه با پيراهناي بلند رنگي و شلوارك و دمپايي لا انگشتي وxa0 نيم تنه و كلاه حصيري ريختن تو خيابون و بستني ميخورن و ميخندن و بعضي وقتام به گرما غُر ميزنن از جلوي دو تا پسر نوجوون رد شدم كه نشسته بود رو صندلياي ايستگاه قطار و وحشيانه ميخنديدن هر وقت نوجوونا رو ميبينم كه تو خيابون دارن با ه...
1361
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 23:09
هر وقت ديدي يه چيزي اولش خوبه شك نكن كه آخرش حتما بده چون هيچ چيز خوبي يهو به وجود نميادxa0 هيچي اولش خوب نيستxa0 چيزاي خوب كم كم رشد ميكنن و ساخته ميشن + نوشته شده در xa0یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۶ساعتxa012:1 AMxa0 توسطxa0مترک فی الارضxa0 |xa0
1362
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 23:09
هر وقت هر كس رو به خاطر كار اشتباهي كه مرتكب شده منع كردم و عيب كردمxa0 بعدش خيلي زود تو شرايط مشابه قرار گرفتم و دقيقا منم همون كار اشتباه رو انجام دادم. + نوشته شده در xa0یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۶ساعتxa03:56 AMxa0 توسطxa0مترک فی الارضxa0 |xa0
1363
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 23:09
آخرين فيلمي كه ايران ديدم آسمان زرد كم عمق بود تو سينما باغ فردوس با الهامxa0 ساعت ٥ عصرxa0 شعارش "نابودي در اوج زيبايي " بود دقيقا كاري كه من امشب كردم در أوج زيبايي نابود كردم xa0الانم تو تاريكي اتاقم( يا بهتر بگم نقطه ي امنم) نشستم وxa0 آهنگ game of thrones رو گوش ميدم. + نوشته شده در xa0دوشنبه پ...
164
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 23:09
ما،شخصيت ما،زندگي ما رو عادت هامون ميسازه تفاوت شخصيت آدمها و كيفيت زندگيشون تفاوت عادتهاشونه ساختن عادت هاي خوب آسون نيستxa0 براي نگه داشتن بعضي عادت ها يه عمر بايد با خودت كلنجار بري تا يه روز به خودت بياي و بياد نياري خود قبليت رو قبل از اين عادت ها + نوشته شده در xa0سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۶ساعتxa03:...
165
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 23:09
من آدم به درد بخوري واسه روابط دوستي نيستمxa0 منظورم روابط "عاشقانه " ستxa0 اصلا هيچ وقت نبودم...مال اين روابط نبودم و نيستم... ترس از اينكه يه روز رها بشم منو تا پاي جنون ميبره حتي اگه طرف رو خيلي دوست نداشته باشم يعني راستش يه جورايي دوست دارم اوني كه يه رابطه رو تموم ميكنه من باشم،من باشم كه ميزا...
1366
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 23:09
هوا ابره و يه نموره سرد و نم نم بارون نشستم جلوي پنجره و ياسمين لوي گوش ميدمxa0 اولين باري كه ياسمين لوي گوش دادم ٨ سال پيش بود و هرگز ٨ سال بعدم رو اينطور نميديدمxa0 فقط ميدونم كه عشق از ايران رفتن بودم،عشق معلم شدن داشتم،عاشق استادم شده بودمxa0 استادي كه ميومد سر كلاس ميگفت بيا پيش من اين جلو بشين...
1353
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 16:54
با برخورد خوبش شرمنده م كرد اينكه با اون سن و سال و مدرك و مقاله ها و كتابا اومد جلوم دست داد و صبح بخير گفت و دعوتم كرد به دفترش آخر سر هم بهم گفت كه خوب بوده خيلي و ٨٥ بهم ميده و باهام دست داد و آرزوي يه سفر خوب رو كرد برام ولي من راضي نيستم،همه ش حس ميكنم بهم ارفاق كرد،هرچي بلد بودم رو گفتم،دو دو