
يكي از دوستام از دوره ي ليسانسش به يكي از همكلاسياش نظر داره همون كراش! بعد خلاصه ديروز هي داشت ميگفت واي من اينو ميخوام واي دلم براش تنگ شده ما هم همه دلداري ميداديم تا اينكه امروز يهو اومد گفت كه پسره بهش پيغام داده و ديدن همو حتي ما هم كه دوريم حالمون خوب شد و در شاديش شريك شديم و هيجان زده اتفاقي كه واسه من هيچ وقت نيوفتاد و نميوفته نميدونم چرا پ.ن: اين همه اومد اينجا ميتونست يه خبر هم به من بده كه البته نداد و برگشت...
ادامه مطلب