خرید بک لینک

درباره سایت

Tombriddles

امکانات وب

صبح که میخواستم صبحونه بخورم چشمم افتاد به ماهی قرمزای روی سفره هفت سین

یادم افتاد این زبون بسته ها رو از وقتی خریدم نه آبشون عوض شده نه غذا خوردن

همینطور که داشتم با خرده های نون تست میرفتم سراغشون به مامانم گفتم که امروز براشون غذا بخره

مامان هم با اطمینان گفت که باشه!

تو دانشگاه بودم وسط روز که یادشون افتادم برای داداش نوشتم که واسه ماهی قرمزا غذا بخر...استیکر ماهی

الان که اومدم خونه و ولو شدم رو تخت و دندونم درد میکنه و حس سرما خوردگی دارم یادم افتاد نه کسی براشون غذا خریده نه آبشون عوض شده...

دلم سوخت براشون...اما نمیتونم از جام پاشم...

کاش یه فردا رو هم دووم بیارن...

برچسب: نویسنده: نرگس حسنی تاريخ: شنبه 17 آذر 1397 ساعت: 10:38

صفحه بندی