
انقد خنديدم كه حالت تهوع گرفتم :)))) پسره ي احمق كله پوك چيز خل :))) بعد ٤ سال آشنايي برگشته به من ميگه تو دختر با انرژي و شيطون و پايه اي هستي از اونايي كه خودت پسر رو پوش ميكني بريم كلاب و پارتي و عشق و حال قيافه ي من اينور اسكايپ ديدن داشتن كه ياد زندگي خودم افتاده بودم خواستم بگم بنده ي خدا من تو اين دو سال كه اينجا بودم يه بار رفتم ديسكو كه اونم سريع برگشتم نشستم پاهامو ماليدم و هي گفتم نه! اينجور جاها جاي من نيست ياد اين افتادم كه شبا ساعت ده چشمام سنگين ميشن و مدت هاست هيچ مهموني كه شب باشه نرفتم تنها دوستي هم كه اينجا دارم يه دختر محجبه ي ايرانيه كه ما...
ادامه مطلب