از جايي كه من متنفرم ولي فكر كردم ميتونه خوشحالش كنه
توي ديسكو هم البته فقط نشستيم بقيه رو نگاه كرديم ولي بازم خوب بود به نظرم
تو راه برگشت،از رابطه ي اخيرش برام گفت و اشكاش اومد پايين
از ته دل براش ناراحت شدم،دركش ميكردم،خودم بودم تو شرايط مشابه و
از ته دل فكر كردم كه ديگه به هيچ وجه نميخوأم تو اين شرايط قرار بگيرم...
ياد حرف يكي از دوستام افتادم كه چند وقت پيش گفت دوستي كلا يعني اينكه آخرش با حجم قلمبه شده اي از احساسات ولت ميكنه
راست ميگه دوستي هميشه همين بوده و هست،حداقل واسه تيپ آدمايي مثل من و دوستام
و البته كه گاهي أوقات فكر ميكنم اون دوستم كه سن كم با ازدواج سنتي ازدواج كرد چقدر راحت شد
از هفت دولت!
برچسب:
نویسنده: نرگس حسنی