يهو يادم افتاد دو سال پيش دقيقا همچين روزي نشسته بودم تو يكي از اين قطارا وحشت زده
از همه چيز متعجب
ولي بابا كنارم نشسته بود با اينكه درد نقرس امونش رو بريده بود
با اون پاش دو تا چمدون سنگين رو از اينور اونور ميكرد نميزاشت من دست بزنم
البته خب مثل هميشه عصباني بود...
بابا هميشه مثل يه كوه پشتم بوده ولي...
يه كوه هميشه عصباني
پ.ن: اومدنم دو ساله شد
برچسب: 1224,1224 w van buren,1224 angel number,1224 park place,12245 katy freeway,1224bevs,00a,1224wcs,00a,1224 beverwil drive,1224 s wabash,1224 n tryon st,
نویسنده: نرگس حسنی